نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

عشق دروغی

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1372

22
عشق دروغی

با تو بودم مثل دریا صاف و صادق

با تو بودم مثل مجنون مست و عاشق

من نفهمیدم که عشقم یک دروغ است

با تو بودم دور گشتم از حقایق

موضوع: اشعار

 

بگذار تا بنوشم

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 898

22
بگذار تا بنوشم

از ان نگاه نازت در چشم بی نظیرت

بگذار تا بنوشم ای هستی ام فدایت

موضوع: اشعار

 

پدر

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1032

22
پدر

چشمم به زیر پایت فرشی بود پدر جان

مهرت درون قلبم گل می کند پدر جان

در چهره ات نشسته یک اسمان صداقت

هر جا نظر کنی تو باغی شود پدر جان

موضوع: اشعار

 

مادر

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 936

17
مادر

از هستی تو هستم ای مادر عزیزم

بی بودنت بمیرم ای بودنت نیازم

فدای ان نگاهت همه جان و وجودم

خاکم به زیر پایت ای بهترین قلبم

موضوع: اشعار

 

علی ع

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1042

19
علی ع

علی عشق تمام عاشقان است علی یار تمام بی کسان است

علی بی یاوران را نور شب بود علی تنها ترین مرد عرب بود

علی عادل ترین قاضی عالم علی عالم ترین منجی عالم

علی یک اسمان مهر و وفا بود علی پادشه صدق و صفا بود

علی تکیه گه ما شیعیان است علی در نغمه عاشق دلان است

علی شب را به یاد بی کسان بود علی تنها کس بی یاوران است

موضوع: اشعار

 

دیوانه ی نگاهت

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1670

138
دیوانه ی نگاهت

عاشق شدم زعشقت ای جان من فدایت از عشق تو بسازم شیرین ترین حکایت

در ساز تو نشسته لالایی شب من قصه بگو برایم من عاشق صدایت

با برق ان نگاهت اواره گشته ام من سوگند به ان خدایم خاکم به زیر پایت

من زائر دوچشمت دیوانه ی نگاهت ای ذکر هر شب من اسیرم در هوایت

کیسوکمند تک تاز رحمی بکن به این دل با من شبی سحر کن قربان ان صفایت

با من ببین چه کردی ای قبله ی نمازم در شعر من نگنجید وصف جمال رویت

موضوع: اشعار

 

مستانه یاری ام کن

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 988

23
مستانه یاری ام کن

شب در دل میخانه مستانه یاری ام کن دستم بگیر دوباره مستانه یاری ام کن
شب روی تو زعشقت در می شود هویدا می بر لبم رقصیده مستانه یاری ام کن
شب خواب عشق دیدم خواب دو چشم نازت خواب از سرم پریده مستانه یاری ام کن
شب با صدای نازت سازی بزن برایم سازت به دل نشسته مستانه یاری ام کن
شب خون قلب پاکم نامت نوشت به دریا طوفان به دریا زده مستانه یاری ام کن
شب با نگاه نازت گشتم اسیر و عاشق عقلی به سر نمانده مستانه یاری ام کن
شب با دو چشم نازت غم بی اثر بماند ای چشم تو ستاره مستانه یاری ام کن
شب با صدای سازت در دام تو اسیرم ویرانه گشته خانه مستانه یاری ام کن
شب صبر من سر امد مستانه شعر سرودم شعرم به سر رسیده مستانه یاری ام کن

موضوع: اشعار

 

شعر شب

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1920

73
شعر شب

شب با صدای نازت دنیا به لرزه افتاد می بر لبم بخشکید ساقی به گریه افتاد
شب با نماز عشقت این دل به لرزه افتاد بانگ از دلم بر امد تا پیش روی فرهاد
شب با تو اسمانم پرگشته از ستاره ای چشم تو ستاره عقل از سرم پریده
شب زیر پلک چشمت دیدم تمام عمرم تا پلک خود ببستی بردی تنم به گورم
شب زیر نور چشمت غم بی اثر بماند با هر نگاه نازت عقلی دگر نماند
شب با تو هر ترانه عاشق ترین ترانه است بی تو همه وجودم مانند یک خرابه است
شب صبر من سر امد شعری زدل سرودم در شعر شب بگفتم از شور عشق یارم

موضوع: اشعار

 

اهای اهای باد بهار2

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1150

17
اهای اهای باد بهار2

اهای اهای باد بهار بیا ببر پیغام یار
بگو که طاقت ندارم دیگه منا تنها نذار
بگو بهش دیر نکنه که من هلاک چشماشم
بگو اگه پیشم نیاد تو تنهایی دق می کنم
بگو که من منتظرم تا با نگاش جون بگیرم
می خوام که پیش من باشه تا سروسامون بگیرم
بگو که من منتظرم منتظر دستای اون
می خوام تو موهام بکشه دستای پاک و مهربون
بگو اگه پیشم نیاد قربون اون نگاش می شم
بیاد و پیشم بمونه اگه بخواد فداش می شم
بگو که من محتاجشم محتاج اون ناز چشاش
بیاد بشینه پیش من منو کنه غرق نگاش
بگو اگه پیشم نیاد تو زندون غم می میرم
می رم و از دوری اون یه عاشقا دار می زنم

موضوع: اشعار

 

اهای اهای باد بهار

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1115

22
اهای اهای باد بهار

اهای اهای باد بهار بیا ببر پیغام یار
بگو که من اسیرشم اسیر اون نگاهشم
بگو که من منتظرم تا با نگاش جون بگیرم
بگو که من فداش می شم فدای اون نگاش می شم
بگو که طاقت ندارم می خوام کنارت بشینم
بگو بها زمستونه وقتی نباشه تو خونه
بگو فقط اونا دارم که سر رو شونش بذارم
بگو تا کی کریه کنم تو تنهایی اشک بریزم
بگو که من محتاجشم یه عمر که خرابشم
بگو دارم دق می کنم تو زندون غم می میرم
می خوام که قربونش کنم جونی که داره این تنم

موضوع: اشعار

 
 

آمار بازدید امروز: 9409
دیروز: 43230 [+8.06 %]
هفته: 9409
ماهانه: 744471
امسال: 3991086
بازدید کل: 6522874
بيشترين: 64147 در 21/06/1396