نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

دنیای کودکی

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 926

23
دنیای کودکی
کودکی دنیایی است که یاد و نام آن تن خسته و قلب شکسته را در آتش افسوس می سوزاند

موضوع: نثر

 

روزگار مبهم

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1135

21
روزگار مبهم
روزگار مبهمی است. دوستی در سیلاب خشم و نفرت غرق شده و آرامش رویایی بیش نیست. خاطره ها پر از دریاهای طوفانی است. روزها تکرار دردهاست. دلها دیگر دل نیستند سنگهایی از جنس سخت دشمنی هایند. چشم ها هر روز در حسرت دیدن گل گریان تر از دیروزند و قلبها هر روز در حسرت عشق و محبت زخمی تر از دیروزند روزها خورشید در پس ابرها بی رمق منتظر غروب می نشیند و شب ها قحطی ستاره است. دریاها نمادی از کویر شده اند و سالهاست کسی بر سر سفره هفت سین ماهی نداشته، اعتماد حرف خنده داری است که برای خنده بر زبان جاری می شود سرمای زمستان همیشگی شده و در انتظار بهار نشستن مانند سماق مکیدن است. آری روزگار مبهمی است که همه در آن غریبند.

موضوع: نثر

 

رخسار زیبای تو

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1503

77
رخسار زیبای تو
از آن روزی که برق نگاهت بر چشمانم نورافکند قبلۀ این دل شکسته چشمان تو گشته و بر خاک پای تو سر به سجده خم می کند. آری تو دینم، ایمانم و خدایم را گرفتی ولی بدان اگر گناهی کرده ام رخسار زیبای تو هم سهمی دارد.

موضوع: نثر

 

ادمی

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 449

1
ادمی
آدمی قطره بارانی است که هنگام تولد از آسمان به دریا می ریزد و با پیوستن به دریاها پا به دنیای هستی می گذارد. سالها بعد از بازی در موجهای زندگی، دوباره به آسمان بال می گشاید و مرگ را درود می گوید.

موضوع: نثر

 

دیشب و امشب

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1206

20
دیشب و امشب
دیشب از کوچه با غزل حافظ می گذشتم. دیده هایم دیدند که دستی با خون زخم های کهنه از کار شبانه بر دیوار کاهگلی کوچه نوشته بود: خسته ام، خسته ام، ..... و امشب که با غزلی دیگر از آن کوچه می گذشتم مستی در هوای مستی بر دست خویش خنجر زده بود و با خون سیاه نوشته بود: مستم، مستم، .........

موضوع: نثر

 

ارزوی قلبهای خسته

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 2571

239
ارزوی قلبهای خسته
خاطره های تلخ، عاشقان در بدر، زندگی بی صفا، لحظه های زود گذر، دنیای بی وفا، تکرار روزها، اشک های عاشق، خنده های ظاهری، دلهای خون، روزهای تاریک، تنهایی آدم ها، آواز جغدها، خشکیدن دریاها، همه و همه مرگ را آرزوی قلبهای خسته کرده اند.

موضوع: نثر

 

دنیای نوشتن

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1643

83
دنیای نوشتن
خوب است که دنیایی به نام دنیای نوشتن در این هستی هست که در آن قلم و کاغذ دوست همیشگی من شده اند به خدای نظم و نثر سوگند که با هیچ کس بیشتر از دنیای نوشتن دوست نیستم. زیرا تنها کار قلم اطاعت از من است و تنها کار کاغذ پذیرایی از فکر من است هر چه گفته‌ام قلم با کمال رضایت اطاعت کرده و کاغذ میزبانی بی نظیر بوده.

موضوع: نثر

 

ازادی از این دنیا

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1578

66
ازادی از این دنیا
روزها روزهای بی هم نفسی است انسان ها همه غریب و بی کس، همه سر در گریبان ، همه بی یار و تنها لحظه ها را یکی پس از دیگری برای رسیدن به مرگ پشت سر می گذ ارند در چهره‌ها چیزی جز غم و تنهایی به چشم نمی خورد همه خسته تن و شکسته دل لحظه ها را از روی اجبار تحمل می کنند همه برای آزادی از این دنیای پست، شب و روز اشک می ریزند.

موضوع: نثر

 

می روم تا...

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1271

34
می روم تا...
در عمق دریای تنهایی، در شبی سرد و تاریک بر فرازقله ناامیدی با دلی شکسته و پای خسته می روم، می روم تا آخرین نفس می روم تا به قله آرزویم برسم، می روم تا به مرگم برسم.

موضوع: نثر

 

می نویسم از دنیا

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1037

17
می نویسم از دنیا
در میان این همه سکوت و تنهایی در میان این همه غریبی و بی کسی با دلی شکسته می نویسم از دنیا . می نویسم از لحظه های رفته و خاطرات گذشته، به گذشته می اندیشم و از آینده می‌ترسم، به خدا التماس می کنم و اشکهایم را در تنهایی پنهان می کنم به خرابی عمر خویش به بیچارگی و دربدری خود می اندیشم.

موضوع: نثر

 
 

آمار بازدید امروز: 727
دیروز: 15468 [+1.80 %]
هفته: 121750
ماهانه: 608080
امسال: 2370966
بازدید کل: 4902754
بيشترين: 64147 در 21/06/1396