نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

ناخدای قلب ها

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1050

19
ناخدای قلب ها
پول زیبایی حیله چاپلوسی و... برای به دست گرفتن سکان قلب ها شاید مفید باشد ولی بهترین و جاودانه ترین ناخدای قلب ها محبت است

موضوع: نثر

 

مرگ شیرین

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1432

33
مرگ شیرین
ومرگ چه شیرین می شود ان هنگام که انسانها حتی در نوشتن کلمه محبت اشکال دارند و چه شیرین تر می شود ان هنگام که بر زبان اوردن کلمه صداقت موجب خنده می شود و ارزوی همه قلب ها می شود ان هنگام که دوستان خنجری تیزتر از دشمنان بر قلب ها می کوبند

موضوع: نثر

 

دنیا

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 895

20
دنیا
دنیا هیچ لذتی نداشته و ندارد و نخواهد داشت واگر هم داشته باشد پایدار نیست و اگر پایدار باشد خسته کننده خواهد بود و اگر خسته کننده هم نباشد مرگی هست پس بد نیست در کنار هر لذتی نیم نگاهی هم به پایان داشته باشیم

موضوع: نثر

 

هفت سین دل

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 882

20
هفت سین دل
چه زیباست اغازسال نودربهارطبیعت وچه زیباترخواهدشداگردلهایمان راباهفت سینی مملوازسلام.سرزندگی.سخاوت.سجده.سازندگی.سازش وسادگی بیارایم

موضوع: نثر

 

فریاد

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1122

24
فریاد
هر چند فریاد رسی نیست ولی بغض ها ی پر درد گلویتان را با فریادهایتان بشکنید. غمهای یخ بسته ی دلهای ماتم زده را فریاد برآورید.قفسهای تنگ دلخراش را با قدرت فریادتان در هم شکنید. آری اگر فریادرسی نیست فریاد برآوردن هم جرم نیست پس فریاد برآورید. از اکنون تا آخرین نفسهایتان.

موضوع: نثر

 

خدا را می پرستم

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1881

133
خدا را می پرستم
ابتدا می خواستم بنویسم من قلم را می پرستم، چون قلم ها نوشتند و من خواندم و خدا را شناختم، ولی با تأملی بیشتر پی به خطا بودن سخنم بردم و خواستم بنویسم من اندیشه ها را می‌پرستم چون اندیشه ها بودند که قلم ها را مجبور به نوشتن کردند و من خواندم و خدا را شناختم ولی باز هم پی به خطا بودن سخنم بردم و در آخر نوشتم: من خدایی را می پرستم که چنین اندیشه هایی را به من و تو و مابقی عطا کرد تا او را بشناسیم.

موضوع: نثر

 

ازادی و ازادگی

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1406

88
ازادی و ازادگی
بیایید دست در دست هم هر لحظه و هر جا آزاد بودن و آزاد زیستن را فریاد برآوریم و قفس های تنگ را با پنجه های پرقدرت آزادی در هم شکنیم. بیایید اسارت و اسیری را در قفس اسیر کنیم و در قفس تنها اسارت را داشته باشیم. بیایید فریاد برآوریم انسان آزاد به دنیا می آید و آزادانه باید زندگی کند تا طعم شیرین زندگی را احساس کند. بیایید آزادیمان را نه حتی به نانمان بلکه حتی به نفسمان نفروشیم. بیایید در خاطرمان داشته باشیم آزادگی انسان را به معراج و حتی به خدا می‌رساند. آری آزادی یکی زیباترین نعمتهای خدا است. آزاد زیستن و آزاد بودن حق مسلم انسانهاست این را باور کنیم. باور کنیم آزادی اولین اصل زندگی و زنده بودن است. بیایید تا آخرین نفسها در خاطرمان داشته باشیم شیر در قفس مغلوب موری است که آزادانه زندگی می‌کند و دیوانه چون هر نفس آزاد است طعم تلخ گریه را نمی چشد بیایید یک صدا خواستار طلوع آزادی و غروب اسارت باشیم.

موضوع: نثر

 

کاش می شد

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 842

18
کاش می شد
کاش می شد با خون رگهایم بر تمام دیوارهای شهرمان می نوشتم : مرگ را عاشقانه دوست دارم

موضوع: نثر

 

بزرگ ترین استادان

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 889

20
بزرگ ترین استادان
بزرگترین استادان من رفیقان نامرد بودند.

موضوع: نثر

 

در حسرت ازادی

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 982

23
در حسرت ازادی
دلم می خواهد امشب پابرهنه در کوچه های سرد و تاریک غم لعنتی خنجری بر رگ خویش نهم تا با جوهر خونم از عقدۀ آزادی قلب خسته ام بر روی دیوار بلند زندان غم بنویسم.

موضوع: نثر

 
 

آمار بازدید امروز: 693
دیروز: 15468 [+1.80 %]
هفته: 121716
ماهانه: 608046
امسال: 2370932
بازدید کل: 4902720
بيشترين: 64147 در 21/06/1396