نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

هرکی مرده شده راحت

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 866

21
هرکی مرده شده راحت

اسمون رنگشا باخته دیگه خورشید نمی تابه
برگای درختا زرده دنیا پر رنج وعذابه
تو هوا پرنده ای نیست تو دلا صداقتی نیست
همه تنها واسیرند همه تشنه بهارند
غصه خوردن شده عادت هرکی مرده شده راحت
دیگه دنیا بی فروغه یه سرابه یه دروغه

موضوع: اشعار

 

اتل متل توتوله

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 947

17
اتل متل توتوله

اتل متل توتوله دنیا همش دروغه
اتل متل توتوله زندگی خیلی سخته
اتل متل توتوله ادم نداره چاره
اتل متل توتوله دلها دیگه شکسته
اتل متل توتوله نمی خونه پرنده
اتل متل توتوله غصه شده برنده
اتل متل توتوله خنده دیگه حرومه
اتل متل توتوله راحت هرکی مرده

موضوع: اشعار

 

مد روز

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1170

73
مد روز

بی تو هرگز با تو عمری
یه دروغه مد روز
عاشقم عاشق چشمات
عاشقی کشکه و دوغه
واسه اون نگات می میرم
واسه ادمای ساده
بیا تا با هم بمونیم
اعتبارش تا به فردا
واسه تو تنگ دل من
اینهو باد هوا
من فقط تو را دارم
واسه اینکه خر بشه
بی تو من تنها می شم
اگه خر پیدا نشه

موضوع: اشعار

 

دیگه طاقتی ندارم

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 954

23
دیگه طاقتی ندارم

من و این شبهای تاریک
من و این اشکای جاری
من و این دل شکستم
من و این زخمای کاری
تک و تنها لب ایوون
می خونم از این زمونه
می خونم از دل خستم
که پر از رنج و عذابه
می شمرم ستاره ها را
تک و تنها ، دونه دونه
می سره اشک روی گونه
تا دلم آروم بگیره
می دونم فایده نداره
واسه دل گریه و زاری
اما چاره ای ندارم
منم و یه زخم کاری
کاش می شد یکی بخونه
با من این ترانۀ درد
تا کمی آروم بگیره
دل پر حسرت شبگرد

موضوع: اشعار

 

پنجره ها را واکنیم

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 2553

144
پنجره ها را واکنیم

بس دیگه دربدری
دلامونا صفا بدیم
بگیم پرنده آزاد
پنجره ها را وا کنیم
به یاری عشق و وفا
غما را آتیش بزنیم
شاخه گلای اطلسی
به هم دیگه هدیه کنیم
گلایه های دلا را
بیاین تا از یاد ببریم
واسه تموم عاشقا
بیاین تا بال و پر بشیم
بهاری باشه دلامون
تو باغچه ها گل بکاریم
به یاری خنده هامون
غصه را از یاد ببریم
بغضی نباشه تو گلو
دلامونا آبی کنیم
تو باغچه های دلامون
گلای مریم بکاریم

موضوع: اشعار

 

یکی مثل خودت

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1588

78
یکی مثل خودت

سلام به تو
به تو نگار نازنین
می خوام بازم نامه بدم
بازم واست گریه کنم
از این روزای سرد بگم
از دل پرغصه بگم
اگه نمی خوای بخونی
عیبی نداره نازنین
آتیش بزن حرفای قلب خستما
آتیش بزن نامۀ عاشقونما
دوستم نداشتی پس چرا
نامه ها را جواب دادی
چرا شدی همدم من
بعدش شدی دشمن من
الهی بلا نیاد سرت
فقط یکی مثل خودت
عاشق و مجنونت کنه

موضوع: اشعار

 

یه یار نازنین می خوام

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1006

24
یه یار نازنین می خوام

هر کی از راه می رسه اتیش رو این دل می ذاره
یکی بیاد و پیدا شه این دلا ابپاشی کنه
کاشکی یکی پیدا بشه بهش بگم درد دلم
بگم که طاقت ندارم دیگه دارم دق می کنم
کاشکی یکی بیاد و من سر روی شونش بذارم
کنار ایوون بشینم دست توی دستاش بذارم
یه یار نازنین می خوام اهل دورنگی نباشه
این دلا تنها نذاره همیشه عاشقم باشه
بهم بگه دوست دارم بهش بگم دوست دارم
بهم بگه عاشقتم بهش بگم عاشقشم

موضوع: اشعار

 

تا کی باید گریه کنم

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 1085

19
تا کی باید گریه کنم

تا کی باید گریه کنم مثل غریبه ها باشم
توی خودم داد بزنم بی یار و یاور بمونم
تا کی باید خاموش باشم درد دلم به دل بگم
شبا فقط گریه کنم تو تاریکی اشک بریزم
تا کی باید غریب باشم روی زمین تنها باشم
از ته دل اه بکشم واسه خودم حرف بزنم
تا کی باید حروم بشم کنج اتاق کز بکنم
با اینه ها حرف بزنم حسرت بودن بخورم
تا کی باید جون بکنم با غصه ها رفیق باشم
با غصه ها کنار بیام خنده ها را شهید کنم
تا کی با ید زنده با شم دلم می خواد زود بمیرم
از زندگی جدا بشم پیش خدا تنها باشم

موضوع: اشعار

 

مکن ناز

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 970

22
مکن ناز

چه افسون می کند دل را دو چشمت
پریشان می کند ما را نگاهت
به خوابم گشته ای هر شب هویدا
مکن ناز و مکش ما را به نازت

موضوع: اشعار

 

خدا ازت نگذر دل

نويسنده: 139146 | تاريخ: 27 آذر 1390 | بازديدها: 854

19
خدا ازت نگذر دل

خدا ازت نگذر دل ببین چیکر کردی با ما
عا شقی فایده نداره ببین چی اومد سر ما
بیا ودست بردار ازعشق دیوونگی خطره داره
همه اینا خوب می دونن عاشقی دردسر داره
تا صبح نخوابیدن تو فایده نداره دل من
اون که تو عاشقش شدی وفا نداره دل من
خبر داری یا نداری نامه ها تا اتیش زده
عکس کنار دریا را به موجای دریا داده
خودت اینا خوب می دونی یه روز می ذاره ومی ره
رو عشق تو پا می ذاره می گه که دوستت نداره
بیا و از یاد ببرش نگو که عاشقش شدی
عشقشا از یادت ببر نگو نباشه می میری

موضوع: اشعار

 
 

آمار بازدید امروز: 854
دیروز: 15468 [+1.80 %]
هفته: 121877
ماهانه: 608207
امسال: 2371093
بازدید کل: 4902881
بيشترين: 64147 در 21/06/1396